پسره ترشیده :D

توجه شما را به قطعه ایی شعر با مضمون یک پسر ترشیده جلب مینووومااااااااااااااایم

36_1_13.gif



   پسری با پدرش در رختخواب
    درد ودل می کرد با چشمی پر آب

    گفت :بابا حالم اصلا ً خوب نیست
    زندگی از بهر من مطلوب نیست

     گو چه خاکی را بریزم توی سر
    روی دستت باد کردم ای پدر

     سن من از 26 افزون شده
    دل میان سینه غرق خون شده

    هیچکس لیلای این مجنون نشد
    همسری از بهر من مفتون نشد

    غم میان سینه شد انباشته
    بوی ترشی خانه را برداشته

    پدرش چون حرف هایش را شنفت
    خنده بر لب آمدش آهسته گفت

    پسرم بخت تو هم وا می شود
    غنچه ی عشقت شکوفا می شود

    غصه ها را از وجودت دور کن
    این همه دختر یکی را تور کن

    گفت آن دم :پدر محبوب من
    ای رفیق مهربان و خوب من

    گفته ام با دوستانم بارها
    من بدم می آید از این کارها

    در خیابان یا میان کوچه ها
    سر به زیر و چشم پاکم هر کجا

    کی نگاهی می کنم بر دختران
    مغز خر خوردم مگر چون دیگران؟

    غیر از آن روزی که گشتم همسفر
    با شهین و مهرخ و ایضاً سحر

    با سه تا شان رفته بودیم سینما
    بگذریم از ما بقیه ماجرا

    یک سری ، بر گل پری عاشق شدم
    او خرم کرد، وانگهی فارغ شدم

    یک دو ماهی یار من بود و پرید
    قلب من از عشق او خیری ندید

    آزیتای حاج قلی اصغر شله
    یک زمانی عاشقش گشتم بله

    بعد اوهم یار من آن یاس بود
    دختری زیبا و پر احساس بود

    بعد از این احساسی پر ادعا
    شد رفیق من کمی هم المیرا

    بعد او هم عاشق مینا شدم
    بعد مینا عاشق تینا شدم

    بعد تینا عاشق سارا شدم
    بعد سارا عاشق لعیا شدم

    پدرش آمد میان حرف او
    گفت ساکت شو دیگر فتنه جو

    گرچه من هم در زمان بی زنی
    روز و شب بودم به فکر یک زنی

    لیک جز آنکه بداری مادری
    دل نمی دادم به هر جور دختری

    خاک عالم بر سرت، خیلی بدی
    واقعا ً که پوز بابا را زدی

36_11_6.gif


خاله فرزانه شدم :D

سلاااااااااااام 

اووووووووووووووف اینجااااا رو نیگاه، چه خبره؟؟؟ چه قالب صولتی ....چه عسکامو خوشگل شده

مناااااا باز افشاگری کردی نمیگی عکسامون رو میزاری خدایی نکرده خواستگار برامون پیدا میشه :D

من که خودت میدونی قصد ازدباج ندارم میخواااام تا گووووور دانش بجووووورم :))

تازشم شووورم باید قتـــِّش بلند باووووشه ، تازه بووووور هم باشه ..یکی یه دونه باااااوشه

ولی خوااااهر داشته باشه نه که خودم خوااااهر ندارم دلم خوااااار شوووور میخواد

دیگه اینکه مامانش هم خوشگل باشه ماااادر شووور زشت دوست ندارم بچه مون یهو شبیه اش

میشه اونوقت زشت میشه بچه ام ....


همین دیگه ولـــــــــــــــــــی من قصد ازدباج ندااااارماااا گفته باشم :D



اَه اسم شووور اومد از مرحله پرت شدم ، میخواستم بگم که اینجااانب از آنجاایی که یه روانی

هستم که رشته روانشناسی خوانده بیدم و خیلی هم روانپریش و اینا هستممممم مربی مهد

کودک شدم ،

آخــــــــــــــــی نمیدونید چقدر خوبه انقده حااااال میده تازه همه شونم پسرن ..........منم که

عااااااااااااشق پسر بچه هااا خیلی باحالن به منم میگن خاله فرزانه ..کم ماجراااا داشتم حالا

ماجراااا های مهد هم هست حالا بعدا" میااااام بیشتر براتون تعریف میکنم  نه که الان خوابم میاد

...فردا هم ساعت 9 باید سر کلاس باشم 


دیدم منا جوون جوووونم نالاحته اومدم یه خودی نشون بدم و بررررررررررررررم :P


نصیحت اوس اصغر :دی


اوس اصغر به دخترش شبنم،

گفت،بنشين که صحبتي دارم،

شاکي ام ،دلخورم ، پکر شده ام،

چون که امروز با خبر شده ام،

که تو در کوچه اي همين اطراف،

باجواني جُلنبر و الاف،

سخت سرگرم گفت و گو بودي،

چه شنيدي از او؟ چه فرمودي؟

رفته بالا فشارم اي گاگول!

سکته کرده ام مطابق معمول.

اي پدرسوخته ، بدم الان ،

پدرت را درآورد مامان!

ميروي “داف” ميشوي حالا؟

فکر کردي که من هويجم ، ها؟

بزنم توي پوز تو همچين؟!

که بيايد فکت به کُل پايين؟

دخترم جامعه خطرناک است!

بچه اي تو ، مخت هنوز آک است!

آن پدر سوخته چه مي ناليد؟

برسرت داشت شيره مي ماليد؟

بست لابد براي تو خالي!

واي از اين عشقهاي پوشالي!

شبنم آنگاه بعد از اين صحبت ،

گفت بابا خيالتان راحت ،

من فقط فحش بار او کردم!

ناسزاها نثار او کردم!

پيش اهل محل به او گفتم :

به تو هم مي شود که گفت آدم؟!

بچه در راهه ، پس کجاهايي؟

خواستگاري چرا نمي آيي؟

تا که اوس اصغر اين سخن بشنيد،

کُل فَکَش به سمت چپ پيچيد

کله اش روي شانه اش ول شد،

سکته اش مثل اين که کامل شد.


"نوچ نوچ نوچ دخترای این دوره و زمونه رو ببین والا ما هم بچه بودیم ،

باور کن من تا دیروز فرق بین زن و مرد رو نمیدونستم عاطفه  گفت

مردا سیبیل دارن منم یه چیزایی حالیم شد که انگار با هم فرق دارن :)))"

عکسای باحال و خنده دار :دی


ادامه اش رو برو ادامه مطلب ببین

ادامه نوشته

این عاطی زده تو کار Love ترکوندن این منا هم که فعلا درگیره ، بیایید براتون یه چی بزارم بترکید از خند

این یه سری از خاطرات بچگی ما 4 تاسیخ جیگر به روایت تصویری :)))






  fuck به این نمایش تخ.......ی که ما رو گذاشته سر کار "




" نگاه نکنید خوب بی تربیــــــــــــــتا، خوبه منم بیام تو حموم نگاهتون کنم؟ "




دنبال بقیه اش میگردی؟؟؟ برو ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

این یکی از کشته مرده های ماست!!!

همین امشب یکی از این جیگرا رو واسه من میگیرید ،

همین امشب فهمیدید؟

همین امشب ...



گیر دادم به مونا لیزا :دی


مونا لیزا زمانیکه در دانشگاه آزاد واحد تهران شمال درس میخواند....

مونا لیزا زمانیکه موزه تعطیل میشه



مونا لیزا زمانیکه زن حاج آقا غضنفری شد


مونا لیزا زمانیکه با bf اش چت میکرده


خاک بر سرم افشاگـــــــــــــــــری !!!!!!

عطی ؟؟؟؟؟؟؟ داشتیم؟؟؟


حالا دیگه میایی افشاگری میکنی آبروی منو میبری.....

عیب نداره حساب تو رو بعدان میرسم 


ولی بادی خدمت شما دوستان عرض کنم که خوب آدمه دیگه پیش میاد این چیزا

بعدشم تازشم اختیاری نیست که غیر ارادیه، وقتی فشار بیاد میاد

بعدم اونموقع بنده یه چوچولویی بیش نبودم.....فگدم 10 سالم بود (البته فکر کنم)


خوب دیگه من برم سراغ عطی جونم یه کاری باهاش دارم

انواع خر:





به علت در دسترس نبودن پرت و پرت :دی

وقتی آقایون مجبور باشن حجاب را رعایت کنن!!!  زبانکده محصلزبانکده محصلزبانکده محصلزبانکده محصل 

فرزانه وارد میشود

یهوووووووووووووووووووووووووووو

سلام Hello

من فرزانه ام...جیگر همتون.....خیلی باحالم

یکی یه دونه خل و دیوونه ام

به قول عاطفه یه سیخ دیگه ام  یه ذره بزرگتر از بقیه ام

 بانمکم ،همش این سه تا رو میخندونم زبانکده محصلخلاصه اینهکه همینی ام که هستم

خوشبختم و خوشحالم که اینجا با شما هستم

جیگر همتون....................زبانکده محصل